عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
869
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
پس چه وقت براى كار هدايت فكرى مى كنيد پس چه وقت زاد و توشه پيش مى فرستيد كدام هنگام بامر معاد و آخرت همّت مى گماريد و كارى انجام مى دهيد ( آيا با اين همه فريادهاى رسا و پندهاى شيوا هنوز هنگام آن نرسيده است كه سر از اين خواب گران بركشيد و توشه پيش فرستيد ) 7 يا ايّها النّاس الى ربّكم كم توعظون و لا تتّعظون فكم قد وعظتم الواعظون و حذرّكم المحذّرون و زجرتم الزّاجرون و بلّغكم العاملون و على سبيل النّجاة دلّكم الأنبياء و المرسلون و اقاموا عليكم الحجّة و اوضحوا لكم المحجّة فبادروا العمل و اغتنموا المهل فانّ اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل و إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ الا اى مردم جهان تا چند روز شما را بسوى پروردگارتان برانند و پند دهند و شما پند نگيريد و اندرز نپذيريد تا چند واعظان شما را موعظه كنند و ترسانندگان شما را بترسانند و منع كنندگان شما را مانع ( از دنيا و گناه ) شوند تا كى دانشمندان مطالب عاليه و دستورات خدا را بشما برسانند و انبيا و پيمبران شما را به راه نجات و هدايت دلالت كنند و راه را برايتان صاف و هموار سازند ( و شما را از بيراهه به راه نيائيد و طريق حق را نسپريد و عمل را چنگ نيازيد هلاكوس رحيل نواخته شد و كاروان پيشاهنگان نزديك است به منزل برسند ) بسوى عمل بشتابيد و مهلت را غنيمت بشماريد زيرا كه امروز عمل است و حساب نيست و فردا حساب است و عمل نيست زود كه ستمگران بدانند بچه جايگاه سخت و بدى نقل مكان كردهاند . 8 يا ايّها النّاس ازهدوا فى الدّنيا فانّ عيشها قصير و خيرها يسير و انّها لدار شخوص و محلّة تنغيص و انّها لتدنى الآجال و تقطع الآمال الا و هى المتصدّية للعيون و الجامحة الحرون و المانية الخئون : الا اى مردم در دنيا زهد را پيشهء خويش سازيد زيرا كه عيش دنيا كوتاه و خوبيش كم است دنيا سراى بيرون رفتن است و جايگاه ناخوشى و اندوه است اين دنيا است كه اجلها را نزديك و آرزوها را مى برد و از بين مى برد هم او است كه ديدهها را ( براى گريستن ) بهم در مى فشارد اين اسبى است